۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

نیایش روز سه شنبه

*- ای صمیمیت ، من نمیدانم تو چه هستی؟ تصویر و تصور من از تو بسیار ناقص است ، ولی تو میدانی من که هستم و چه هستم ، آیا همین تفاوت کافی نیست ، که عدم آگاهی و جهل ، ضلالت و تاریکی حاکم بر من را از میان برداری و بزدایی.
*- ای گزیده ترین دوست ، به من بیاموز شیوه تربیت نفسی که مرا بسوی لذتهای کاذب و مقطعی سوق میدهد وچگونگی ممارست و همزیستی با تو و آفریدگانت ، که حاصلی به جزء بهزیستی در برندارد.
*- خدایا با دستهای توانایت این وجود ملوس و آلوده را تطهیر و پالایش و آرایش کن ، این صدا و نوای تمایل سوزان من است ، تنها تو میتوانی که از من اسباب و وسیله ای بسازی ، برای کمک و خدمت به خود و خلق تو.
*- خدایا دست و زبان ، فکر و استنباط ، عمل و عکس العمل و شنیدار و گفتارم باش ، میخواهم که در درون تاریکم روشنائی تو باشد . من بر آنچه تو میخواهی ناتوانم ، پس آن چه تو میخواهی بساز و هدایت کن ، ای روشنی بخش تمام روشنائی ها ، ای جان و جانان برای تمامیت جانها.
*- میخواهم مهرورزی کنم و در کنار دیگران بمانم ، در شادی و غم ، تمول و فقر ، در سلامتی و مرض ، نه راه آنرا میدانم و نه میتوانم ، میخواهم با تمام هستی و آفرینش ، یکی و همدل باشم تا به تو برسم ، یاری میخواهم ، تمنای استواری و خرسندی ، آزادی و اندیشه های سبز دارم ، ازچه کسی غیر از تو بخواهم؟
*- الهی تو خود میدانی که نمیخواهم ناپاک باشم و آلوده ، نمیخواهم زخم بزنم و آسیب برسانم ، ولی نمیتوانم ، مرا به خود وامگذار ، که عین هلاکت است ، به من یاری رسان که عین محبت است.
*- معبودا به کوچکی و هیچ بودن من منگر ، فریاد میزنم که گر چه پلیدم ، اگر چه ناپاک و آلوده ام ، توخود میدانی که از آغاز اینگونه نبوده ام و نمیخواهم بدین گونه باشم ، خط تماس و ارتباط مرا با خود قطع نکن ، اگر چه من خود به دفعات به این کار دست زده ام ، دعا میکنم و عمیق ترین نیازهای درونی و بیرونی خود را ابراز میکنم ، تو از مکنونات قلبی هر کسی آگاهی ، اجابت کن تا هیچگاه تمام درها را به روی خود بسته نبینم.
*- دنیا و مردم و مسائلش مرا به بند کشیده اند ، رهایم کن تا در عشق تو و مهربانیت غوطه ور شده و بیاسایم ، اجابت خواسته هایم از سوی تو ، مرا به بی نیازی و تسکین پریشانی سوق میدهد و راه را بسوی تو روشن میکند.
آمین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر