*- الهی ایمانم به آفریده های انسانیت ، لرزان و محقر است ، درد و رنج ، آسیبهای اجتماعی و روحی و روانی که بوجود آورنده نقایص اخلاقی و شخصیتی است ، نفس آفریدگانت را آلوده و تاریک نموده و بشر و بشریت را بر روی لبه پرتگاهی هولناک هدایت کرده ، نظری و مددی ، نخواهی گذاشت تاریکی ها بر ما حکومت کند.
*- خرد و صبوری ، شهامت و باور ، آگاهی و معرفت ، توانایی و جسارت ، لبخند و سلام را بیاموزان و عطا کن.
*- آیا معبدی که سلیمان برایت ساخت ، از معبد درون من که تو ساختی با شکوه تر بود؟ درون کدام عبادتگاه خواهم توانست با تمام وجود ، ترا فریاد کنم؟ بجز محل عبادتی که خود برایم ساختی؟
*- پروردگارا شرمنده ام ، من بدست خود این عبادتگاه را ویران کردم ، من خود در را بروی پلیدی ها و تاریکیها گشودم ، یاری رسانم باش تا این مخروبه را آباد و تزئین کنم و تو را به ساکن شدن در این منزلگاه دعوت نمایم.
*- ناامیدی و ترس ، قضاوت و خشم ، غرور و تکبر ، پرخاشگری و کینه ، ارابه هایی هستند که پیوسته مرا به مقصد تاریکی و یاس حمل میکنند ، راه ورود را بر آنان ببند ، با طناب عطوفت و مهر گسترده ات نجات بخش من و ما ، از گودال ظلمت باش.
*- ای منجی و حامی ، مهربان و عاشق ، تمام شفقت و محبت سبز ، سنگربان و ناخدا ، ای بهترین و تنهاترین ، تمامیت سلام و پیامم را پذیرا باش ، گرچه ملوس و آلوده است.
*- تو همیشه با منی ، با من بمان ، ای مهر و نجوای تو در نفس ، پیدا و آشکار ، ای سپیده و سبز ، با تو پائیزم و بی تو بهار زرد ، وحشت و هراسی مرگ گونه از وسوسه دارم ، دوستی و مهر تو تنها نیرویی است که حائل بین من و تاریکی و وسوسه است.
*- خداوندا روحی شریف و درستکار ، ذهنی صادق و پرهیزگار ، قدمی استوار و عزت نفسی پایدار ، قلبی بی قرار و محبت و کلامی ماندگار و سازگار عطا کن و مرا آفتابگردان وجودت قرار بده.
*- ای رفیق و یار ، در زمان و مکان ، چون همیشه با من بمان ، یک دم بی تو بودن به بهای فرو رفتن در گرداب وسوسه است.
*- تواضع شبنم گونه ام را بپذیر ، از تو صبوری و شکیبائی میخواهم ، قلب بی قرار ، ذهن پریشان و افکار شوریده ام را سامان ببخش.
آمین
*- خرد و صبوری ، شهامت و باور ، آگاهی و معرفت ، توانایی و جسارت ، لبخند و سلام را بیاموزان و عطا کن.
*- آیا معبدی که سلیمان برایت ساخت ، از معبد درون من که تو ساختی با شکوه تر بود؟ درون کدام عبادتگاه خواهم توانست با تمام وجود ، ترا فریاد کنم؟ بجز محل عبادتی که خود برایم ساختی؟
*- پروردگارا شرمنده ام ، من بدست خود این عبادتگاه را ویران کردم ، من خود در را بروی پلیدی ها و تاریکیها گشودم ، یاری رسانم باش تا این مخروبه را آباد و تزئین کنم و تو را به ساکن شدن در این منزلگاه دعوت نمایم.
*- ناامیدی و ترس ، قضاوت و خشم ، غرور و تکبر ، پرخاشگری و کینه ، ارابه هایی هستند که پیوسته مرا به مقصد تاریکی و یاس حمل میکنند ، راه ورود را بر آنان ببند ، با طناب عطوفت و مهر گسترده ات نجات بخش من و ما ، از گودال ظلمت باش.
*- ای منجی و حامی ، مهربان و عاشق ، تمام شفقت و محبت سبز ، سنگربان و ناخدا ، ای بهترین و تنهاترین ، تمامیت سلام و پیامم را پذیرا باش ، گرچه ملوس و آلوده است.
*- تو همیشه با منی ، با من بمان ، ای مهر و نجوای تو در نفس ، پیدا و آشکار ، ای سپیده و سبز ، با تو پائیزم و بی تو بهار زرد ، وحشت و هراسی مرگ گونه از وسوسه دارم ، دوستی و مهر تو تنها نیرویی است که حائل بین من و تاریکی و وسوسه است.
*- خداوندا روحی شریف و درستکار ، ذهنی صادق و پرهیزگار ، قدمی استوار و عزت نفسی پایدار ، قلبی بی قرار و محبت و کلامی ماندگار و سازگار عطا کن و مرا آفتابگردان وجودت قرار بده.
*- ای رفیق و یار ، در زمان و مکان ، چون همیشه با من بمان ، یک دم بی تو بودن به بهای فرو رفتن در گرداب وسوسه است.
*- تواضع شبنم گونه ام را بپذیر ، از تو صبوری و شکیبائی میخواهم ، قلب بی قرار ، ذهن پریشان و افکار شوریده ام را سامان ببخش.
آمین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر